|
دانلود330نکته طلائی اندیشه اسلامی دو+نمونه سوالات پایان ترم وجزوه کتاب قیمت: 2000 تومان دانلود 330 نکته بسیازطلائی و کلیدی درس اندیشه اسلامی همراه با جزوه و خلاصه درس کتاب اندیشه اسلامی دو بهمراه 7 سری نمونه سوال پایان ترم و پاسخنامه کلیدی و جزوه بسیارکامل کتاب |
روش تهیه کرم جادوئی دست کیوی
كرمهاي ضدچروك، معمولا كرمهاي گرانقيمتي هستند. ولی میتوانید کرمی معجزه آسا با هزینه اندک و کاملا گیاهی و موثر بسازید
كيوي ميتواند داراي اثرات فوقالعادهاي در پيشگيري از پيري پوست باشد تا حدي كه گاهي از آن بهعنوان يك درمان پيري هم نام برده ميشود. ويتامينهاي فراوان وآلفاهيدروكسي اسيد موجود در آن ميتواند بيشتر نيازهاي پوست شما را برآورده كند. چه كيوي را به عنوان ميوه بخوريد و چه به عنوان يك ماده اوليه براي ساختن ماسك از آن استفاده كنيد، ميتوانيد به پوست خود كمك كرده و در نتيجه از پيري زودرس آن جلوگيري كنيد. در واقع اسيد ميوه موجود در كيوي دقيقا همان مادهاي است كه در پاككنندهها و كرمهاي گران قيمت وجود دارد. پس اكنون كه در فصل اين ميوه مغذي هستيد تا جايي كه ميتوانيد از مواد مغذي آن استفاده كنيد.
نكته
ميزان ويتامين C كيوي تقريبا 2 برابر ويتامين C پرتقال است
با كيوي از چين و چروك جلوگيري كنيد
كيوي يك منبع فوقالعاده از ويتامين C است. ويتامين C كيوي به پوست شما كمك ميكند كلاژنهاي خود را حفظ كند و در نتيجه چينوچروك كمتري روي آن به وجود بيايد و همچنان انعطافپذيري و سفتي خود را حفظ كند. جالب است بدانيد كه ميزان ويتامين C كيوي تقريبا بيشتر از هر ميوه ديگري حتي ليمو ترش و پرتقال است چون پوست خز مانند آن از ويتامين C موجود در ميوه محافظت كرده و نميگذارد اين ويتامين در اثر گرما يا تماس با آب از بين برود. ميزان ويتامين C اين ميوه تقريبا 2برابر ويتامين C پرتقال است. كيوي ميتواند تا حد زياد باعث كم رنگ شدن لكههاي تيره پوست
شما شود.
چگونه با كيوي كرم دست بسازيم؟
شما ميتوانيد از كيوي براي زيبا كردن دستها و ناخنهايتان هم استفاده كنيد، پوست يك كيوي را بگيريد و سپس كيوي را خوب بكوبيد تا كاملا يكدست شود، سپس اين كيوي كوبيده را با يك قاشق غذاخوري روغن زيتون مخلوط كنيد، سپس اين مخلوط را به پشت دستهايتان بماليد و حدود 20 دقيقه صبر كنيد. دستها را بشوييد و خشك كنيد. براي تاثيرگذاري بيشتر، وقتي اين مخلوط را به دستهايتان ميماليد يك دستكش سفيد نخي نيز دستتان كنيد و حدود نيمساعت بگذاريد روي دستهايتان بماند.
ماسك براي پوست خشك
اگر ميخواهيد به پوست خشك خود كمي رطوبت و آب برسانيد، حتما اين ماسك را امتحان كنيد. يك قاشق غذاخوري از آلووراي كوبيده شده را با يك قاشق غذاخوري عسل و يك كيوي تقريبا سفت مخلوط كنيد. اين مواد را خوب با چنگال له كنيد و روي صورتتان بگذاريد و حدود 10 دقيقه روي پوستتان نگه داريد.
ماسك صورت فوري
كيوي به خاطر داشتن ويتامينهاي A، E و C ميتواند از پوست در مقابل پيري محافظت كند. بنابراين حتي اگر وقت نداريد براي تهيه ماسك خانگي چند ماده مختلف را با هم مخلوط كنيد، يك كيوي را پوست بكنيد، آن را نصف كرده و سپس با يك چنگال، خوب آن را له كنيد و سپس اين كيوي له شده را حدود 20 دقيقه روي صورت و گردنتان بگذاريد تا پوستتان تغذيه شود.
از پاك كننده شيميايي بي نياز شويد
يك كيوي پوست كنده را داخل مخلوطكن بريزيد و آنقدر بزنيد تا كاملا يكدست شود و حالت مايع پيدا كند. در حال هم زدن، 2 قاشق غذاخوري ماست، يك قاشق غذاخوري آب پرتقال، يك قاشق غذاخوري روغن بادام، يك قاشق غذاخوري عسل و يك قاشق چايخوري بادام كوبيده شده به مخلوطكن اضافه كنيد و آنقدر اين مخلوط را بزنيد تا كاملا حالت كرمي شكل پيدا كند. شما ميتوانيد از اين پاككننده كيوي بهراحتي استفاده كنيد. كافي است اين ماده كرمي را به آرامي با نوك انگشتانتان روي صورت و گردنتان ماساژ دهيد. حركات انگشتان شما بايد به صورت دايرهاي و به سمت بالا باشد. مواظب باشيد كه اين مخلوط را اطراف چشم و لبهايتان نماليد. بهتر است اجازه دهيد اين كرم حدود 10 دقيقه روي صورتتان باقي بماند و سپس با آب ولرم صورت را بشوييد. اين پاككننده براي انواع پوست مناسب است و به عنوان يك لايهبردار ملايم جلوه خاصي به پوست شما ميدهد. كيوي داراي آنزيم خاصي است كه خاصيت لايهبرداري دارد.
ماسك صورت براي پوستهاي چرب
5 تا 10 خوشه انگور درشت را داخل مخلوطكن بريزيد، انگور داراي مقداري آلفاهيدروكسي اسيد است كه ميتواند پوست را تا حدودي تميز كند. البته اگر بتوانيد به جاي انگور از 5 عددتوتفرنگي استفاده كنيد اثر بيشتري دارد و ميتواند تا حد زيادي آكنهها و جوشهاي شما را كاهش دهد و رنگ صورت شما را باز كند. يك كيوي متوسط را پوست بگيريد و درون مخلوطكن بريزيد. دانههاي ريز درون كيوي به صورت بسيار سطحي از پوست شما لايهبرداري ميكند و باعث نرمي و صافي پوست ميشود. كيوي نيز يك منبع غني از آلفاهيدروكسي اسيد است و ميتواند چربي زياد پوست شما را بسيار كم كند و جوشهاي سرسياه را از بين ببرد و رنگ چهره را روشن كند. درآخر نصف يك خيار پوست كنده را نيز به اين مخلوط اضافه كنيد و همه را خوب با هم مخلوط كنيد تا مخلوط حالت چسبي پيدا كند. ميتوانيد 2 حلقه از خيار را نگه داريد تا هنگام قرار دادن ماسك روي صورتتان اين حلقههاي خيار را روي چشمهايتان قرار دهيد.
خيار تا حد زيادي حلقههاي سياه زيرچشم را برطرف ميكند. همچنين PH خيار نزديك به پوست صورت است و در نتيجه پوست را به خوبي تميز و تغذيه ميكند و باعث آبرساني به پوست ميشود. قبل از اينكه ماسك را روي صورتتان بگذاريد، صورتتان را با آب گرم بشوييد و خشك كنيد.
سپس اين ماسك را به آرامي روي صورتتان كاملا ماساژ دهيد. حدود 5 تا 10 دقيقه صبر كنيد و بعد ماسك را با آب سرد از روي صورتتان پاك كنيد.
دانلود نمونه سوالات درس دانش خانواده و جمعیت
بیان شفاهی داستان یک
درس اول The Ninny
Anton Chejov

متن انگلیسی
|
Just a few days ago I invited Yulia Vasilyevna, the governess of my children, to come to mystudy. I wanted to settle my account with her. “ Sit down, Yulia Vasilyevna,” I said to her. “ Let’s get our accounts settled. I’m sure youneed some money, but you keep standing on ceremony and never ask for it. Let me see. We agreed to give you thirty rubles a month, didn’t we?”؟ “Forty”. “No, thirty. I made a note of it. I always pay the governess thirty. Now, let me see. You have been with us for two months?” “Two months and five days”. “Two months exactly. I made a note of it. So you have sixty rubles coming to you. Subtract nine Sundays. You know you don’t tutor Kolya on Sundays, you just go out for a walk. And then the three holidays”... Yulia Vasilyevna blushed and picked at the trimmings of her dress, but said not a word. “Three holidays. So we take off twelve rubles. Kolya was sick for four days – those days you didn’t look after him. You looked after Vanya, only Vanya. Then there were the three days you had toothache, when my wife gave you permission to stay away from the children after dinner. Twelve and seven makes nineteen. Subtract... That leaves... hm... forty-one rubles. Correct?” Yulia Vasilyevna’s left eye reddened and filled with tears. Her chin trembled. She began to cough nervously, blew her nose, and said nothing. “Then around New Year’s Day you broke a cup and a saucer. Subtract two rubles. The cup cost more than that – it was an heirloom, but we won’t bother about that. We’re the ones who pay. Another matter. Due to your carelessness Kolya climbed a tree and tore his coat. Subtract ten. Also, due to your carelessness, the chambermaid ran off with Vanya’s boots. You ought to have kept your eyes open. You get a good salary. So we dock off five more... On the tenth of January you took ten rubles from me”. “I didn’t,” Yulia Vasilyevna whispered. “But I made a note of it”. “Well, yes – perhaps”... “From forty-one we take twenty-seven. That leaves fourteen”. “I only took money once,” she said in a trembling voice. “I took three rubles from your wife... never anything more”. “Did you now? You see, I never made a note of it. Take three from fourteen. That leaves eleven. Here’s your money, my dear. Three, three, three... one and one. Take it, my dear”. I gave her the eleven rubles. With trembling fingers she took them and slipped them into her pocket. “Merci,” she whispered. I jumped up, and began pacing up and down the room. I was in a furious temper. “Why did you say ‘merci?” I asked. “For the money”. “Don’t you realize I’ve been cheating you? I steal your money, and all you can say is‘merci”!’ “In my other places they gave me nothing”. “ They gave you nothing! Well, no wonder! I was playing a trick on you – a dirty trick... I’ll give you your eighty rubles, they are all here in an envelope made out for you. Is it possible for anyone to be such a nitwit? Why didn’t you protest? Why did you keep your mouth shut? It is possible that there is anyone in this world who is so spineless? Why are you such a ninny”? She gave me a bitter little smile. On her face I read the words: “Yes, it is possible”. I apologized for having played this cruel trick on her, and to her great surprise gave her the eighty rubles. And then she said “merci” again several times, always timidly, and went out. I gazed after her, thinking how very easy it is in this world to be strong. |
ترجمه فارسی داستان :
ترجمه داستان ساده لوح
همین چند روز پیش یولیا واسیل یونا(1), پرستار بچه هام, را خواستم تا به اتاق مطالعه ام بیاید. مى خواستم با او تسویه حساب كنم.
به او گفتم:((لطفا بنشین یولیا واسیل یونا. مى خواهم تسویه حساب كنیم. حتم دارم كه به كمى پول احتیاج دارى اما تعارف مى كنى و هرگز راجع به دستمزدت حرفى نمى زنى. بگذار ببینم. ما توافق كردیم كه به تو سى روبل(2) در ماه بدهیم.درسته؟))
((چهل روبل.))
((نه. سى روبل. من یادداشت كردم. من همیشه به پرستار بچه هام سى روبل مى دهم. حالا بگذار ببینم. تو حدود دو ماه براى ما كار كردى؟))
((دو ماه و پنج روز.))
((نه. دقیقا دو ماه. من یادداشت كردم. پس در این صورت شصت روبل به تو تعلق مى گیرد. البته اگر نه روز از آن زمان كم كنیم. می دانى كه تو یكشنبه ها از كولیا(3) مراقبت نمى كنى و فقط براى قدم زدن بیرون مى روى. و بعد هم سه روز تعطیلى...))
چهره ى یولیا واسیل یونا از شرم سرخ شد. با والان پیراهنش ور رفت ولى یك كلمه هم حرف نزد.
((و بعد هم سه روزى كه تعطیل بود. پس دوازده روبل از كُل پولت كم مى شود. كولیا چهار روز هم مریض بود و تو از او مراقبت نكردى. آن روزها تو فقط از وانیا(4) نگهدارى مى كردى. بعد از آن سه روز هم دندان درد داشتى و آن وقت همسرم به تو اجازه داد تا بعد از صرف شام پیش بچه ها نباشى. دوازده روبل و هفت تا مى كند نوزده تا و اگر این مقدار را از شصت روبل كم كنیم ... هوم ... مى شود چهل و یك روبل. درسته؟))
چشم چپ یولیا واسیل یونا قرمز شده بود و پر از اشك. چانه اش مى لرزید. با عصبانیت و دستپاچگى شروع كرد به سرفه كردن, سپس آب بینى اش را بالا كشید و حرفى نزد.
((بعد هم در روز عید(5) یك فنجان و نعلبكى را شكستى. از آن مبلغ دو روبل كم مى كنم. البته ارزش آن فنجان بیش از این است. آن فنجان به ما ارث رسیده بود. اما اهمیتى ندارد. ما باید تاوانش را بدهیم. یك چیز دیگر. به خاطر بى دقتی و سهل انگارى ات, كولیا از درختى بالا رفت و لباسش پاره شد. به خاطر همین ده روبل دیگر از دستمزدت كم مى كنم. تازه باز هم به دلیل سهل انگارى ات, خدمتكار سابق با چكمه هاى وانیا از خانه فرار كرد. باید حواست را بیشتر جمع مى كردى و مراقب مى بودى. تو دستمزد خوبى مى گیرى. خب, پنج روبل دیگر هم از پولت كم مى كنم. در تاریخ ده ژانویه هم تو ده روبل از من قرض كردى.))
یولیا واسیل یونا به آرامى گفت:(( من از شما پولى نگرفتم.))
((ولى من یادداشت كردم.))
((خُب, بله. ممكنه...))
((اگر از چهل و یك روبل, بیست و یكى كم كنیم فقط چهارده روبل باقى مى ماند.))
چشم هاى یولیا واسیل یونا پر از اشك شده بود و بینى ظریفِ زیبایش از قطرات عرق مى درخشید. دخترك بیچاره!
یولیا واسیل یونا با صدایى لرزان گفت:((من فقط یك بار پول گرفتم. آن هم فقط سه روبل بود كه از همسرتان قرض كردم و مقدارش بیش از این نبود.))
گفتم:((سه روبل قرض كردى؟ مى بینى كه این یكى را یادداشت نكردم. حالا سه روبل از چهارده تا كم مى كنم. یازده روبل باقى مى ماند. بیا عزیزم. این دستمزدت. سه روبل و سه روبل و سه روبل, این هم دو روبل كه جمعا مى شود یازده روبل. بگیرش عزیزم.))
یازده روبل به او دادم و او در حالیكه دست هاش مى لرزید, پول ها را گرفت و در جیب پیراهنش گذاشت.
یولیل واسیل یونا به آرامى گفت:((متشكرم.))
از جا برخاستم و در حالیكه به شدت عصبانى بودم در اتاقم قدم زدم.
پرسیدم:((چرا از من تشكر كردى؟))
گفت:(( براى پول هایى كه دادید تشكر كردم.))
گفتم:((نفهمیدى كه من فریبت دادم؟ پولت را دزدیدم و تو تنها چیزى كه مى توانى بگویى كلمه ى >متشكرم <است؟))
گفت:((جاهاى دیگرى كه كار كردم هیچ پولى به من ندادند.))
گفتم:((هیچ پولى ندادند؟ خب, تعجبى ندارد. من داشتم بهت حقه مى زدم. یك حقه ى كثیف. من همه ى هشتاد روبل ات را مى دهم. همه دستمزدت اینجا توى این پاكت است. واقعا ممكنه كه كسى تا این حد ساده لوح باشد؟ چرا اعتراضى نكردى؟ چرا دهانت را بستى و حرفى نزدى؟ واقعا ممكنه كه كسى توى دنیا این قدر بى عرضه و ترسو باشد؟ چرا تو این قدر ساده لوحى؟))
لبخند تلخى تحویلم داد. از چهره اش خواندم:((بله, ممكنه.))
به خاطر حقه ى بیرحمانه اى كه بهش زده بودم از او عذرخواهى كردم و در كمال ناباورى اش تمام هشتاد روبل مبلغ دستمزدش را دادم. و بعد او دوباره بارها و بارها از من تشكر كرد. مثل همیشه با ترس و شرم. و سپس از خانه بیرون رفت. به او خیره شدم در حالیكه مى اندیشیدم چقدر قوى بودن در این دنیا ساده است
دانلود انیمیشین ( فایل صوتی داستان )
توجه : فقط قسمت های مکالمه در انیمیشین گفته میشوند.
آنالیز و نفد داستان:
در این داستان ستم کارفرمایان به زیر دستان خود مورد انتقاد و طعنه قرار میگیرد. نویسنده به شکلی نمادین به مسائل اجتماعی میپردازد.
قهرمان داستان مردی عصبی مزاج است که معلم سرخانه فرزندش را سرزنش میکند که چرا تمام حقوقش را از او طلب نکرده است. زن به دلیل ترس از اخراج شدن به حقوق ناچیزی رضایت داده است. چخوف در این داستان شرایط بداجتماعی و ترس از بیکاری را عامل سقوط اخلاقی و وجدانی فرد قلمداد میکند.
دانلود کتاب و خلاصه دروس آواشناسی
رمز:
www.motarjemi89pnu.blogfa.com
برای دریافت فایل بدون هیچ مشکلی , رمز رو تایپ بفرمائید و از کپی و پیست کردن رمز خودداری کنید.
/
دانلود نمونه سوالات بیان شفاهی داستان یک دانشگاه پیام نور
دانلود سوالات گفت و شنود 2 نیمسال اول 96-97 همراه با پاسخنامه
سوالات گفت و شنود را از اینجا دانلود کنید
سلام قشنگم 
نمونه سوالات بصورت رایگان هستش و شما فقط برای دریافت نمونه سوالات باید عضو سایت بشی/ تو قسمت عضویت سریع ( سمت چپ ) کلیک کن و آدرس ایمیل فعالتو وارد کن و عضو شو و نمونه سوالاتی رو که میخواهی دانلود کن/

